ابراهيم اصلاح عربانى

327

كتاب گيلان ( فارسى )

فصل هشتم معمارى گيلان مقدمه معمارى همانند نقاشى ، موسيقى و شعر يك هنر است و در تقسيم هنرها همچون مجسمه‌سازى و نقاشى در گروه هنرهاى تجسمى قرار مىگيرد . هدف همهء هنرها ، آفرينش و خلق زيبائى است . زيبائى عبارت است از تناسب هماهنگ و ترتيب معقول اجزاء در كل و به تعريف ديگر زيبائى آن است كه روح را به وسيلهء ماده ، عقل را توسط جسم و نامحدود را در قالب محدود متجلى نمايد . زيبائى پس از آن‌كه انسان را تحت تأثير قرار داد و جذبه‌اى در دل وى افكند او را براى خلق و آفرينش اثر هنرى آماده مىسازد و وى را وامىدارد كه زيبائى را در خارج از خود به وجود آورده در قالبى محسوس بريزد . اينجاست كه هنر پاى به عرصهء وجود مىگذارد و چون هركس براى خلق زيبائى وسيله و ابزارى هماهنگ با ذوق و سليقهء خود انتخاب مىكند هنرها در نوع و شكل خود از يكديگر جدا مىشوند . وقتى هنرمند براى بيان احساسات خود و آفرينش زيبائى از خط و شكل و رنگ استفاده مىكند هنر نقاشى پاى به عرصهء وجود مىگذارد ؛ هنگامىكه صوت را وسيلهء ابراز عواطف درونى و خلق زيبائى قرار مىدهد هنر موسيقى ظاهر مىگردد و زمانىكه از الفاظ و كلمات استفاده مىنمايد شعر متولد مىشود . گفتيم كه هدف هنر خلق زيبائى است و در اين راه همهء هنرها مشتركند ، اما هنر معمارى جز خلق زيبائى هدف ديگرى نيز دارد كه عبارت است از سودمندى و كارآئى يا بهره‌دهى . يعنى هنرمند معمار در همان حال كه به فكر خلق و آفرينش اثرى زيبا و هنرى است بايد به بهره‌دهى و كارآئى يا به اصطلاح خود معماران به عملكرد « 1 » بنا بيانديشد ، زيرا اگر اثر او فقط زيبا باشد و در عمل مفيد

--> ( 1 ) . برخى معماران به جاى واژهء خارجى Fonction ، عملكرد را به كار مىبرند .